تبلیغات

آینده؟ عجب داستانی است!

دوشنبه 16 مرداد 1391 23:32نویسنده : Alireza

 
منبع مطلب: خودم

عوض نمی شویم!ما آدم ها! تغییر نمی کنیم! همین هست که هستیم!! چه کسی انکارش می کند؟! هر کس انکار کند، نمی شناسد دنیای ما آدم ها را! دلدادگی و دل زدگی! در تقابل هم در تضاد هم، رو به روی هم!
بچه بودم! پرسیدند" چه کاره می شوی؟" گفتم" فضاورد"
نوجوان بودم! پرسیدند"چه شغلی دوست داری؟" گفتم" نویسندگی"
دبیرستان تازه شروع شد! پرسیدند" آینده در چه شغلی تو را می بینیم؟" گفتم" نمی دانم!"
امروز نمی پرسند، سوال نمی کنند،می گویند" هر چه قسمت باشد" امروز این منم که می پرسم" چه کاره می شوم؟" راست می گویم!بی شک!
و همه غافل هستند از این نکته که مقدمات قسمت با ماست!  به کارش وارد است!خدا را می گویم!!
و همه می دوند به دنبال آن سکه ای که قرن هاست بشر را دوانده. ظاهرش دیگر آنگونه نیست! ولی اگر دقت کنیم می بینیم که سکه همان سکه است!
چه فرق است در بازگشت قصرنشینی در غرب و غارنشینی در شرق؟ مرگ را می گویم!
امید که آن جا سوال تکراری نپرسند! 
ولی باز می پرسند" چه کاره شدی آخر سر؟"
دقت کنیم، این تکراری نیست!

آخرین ویرایش: سه شنبه 11 مهر 1391 14:20

 
سه شنبه 24 مرداد 1391 00:56
ولی باز می پرسند" چه کاره شدی آخر سر؟"

و این همان سوال تکراری و کذایی و اعصاب خوردکن است...
یکشنبه 22 مرداد 1391 13:22
فضانورد ، نویسنده یا هر شغل دیگه ...
مهم نیست چه کاره باشی...
مهم اینه که از کارت لذت ببری و در اون کار موفق باشی...
یا حق
پنجشنبه 19 مرداد 1391 18:16
درود خدایان بر تو
چهارشنبه 18 مرداد 1391 23:12
زندگی به من آموخت، همیشه آماده دفاع از حمله احتمالیِ کسی باشم، که بهش محبت... کرده ام!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر