تبلیغات

داستان های یک خطی(بسیار کوتاه)

شنبه 4 شهریور 1391 19:40نویسنده : Alireza

 
گردآوری: خودم

داستان های زیر جزو آن دسته از قصه هایی هستند که در یک خط توصیف می شوند.جالب است!

1.قفل گوشی اش را باز می کند...هیچ چیز...دوباره قفلش می کند...تنهایی
Lusafier

2.یادداشت نوشت.قرص ها را خورد...حالا...
Graine Rogers

3.مرگ دست هایش را باز کرد، با لبخند،"قبوله؟"

Arielle Jones
4.شب تنها در حال رانندگی بودم. دستی روی شانه ام آمد...

Thyer


آخرین ویرایش: یکشنبه 5 شهریور 1391 10:23

 
چهارشنبه 15 شهریور 1391 12:56
دل تنــگ کســی هستم که دیـگه بـــا مـن نیـست...!!!
www.bahane72.mihanblog.com
شنبه 11 شهریور 1391 10:37
بعضی آدما به زندگی ما میان و خیلی زود میرن....

بعضی دیگه میان و مدتی می مونن و جای پاشون تو قلبمون میمونه...

و ما دیگه هرگز اونی که بودیم نیستیم....
جمعه 10 شهریور 1391 22:49
گــــــر کسی از من بپرسد که دوست دارم با چه کسی باشم؟

میگم کــ :کسی کــ بتواند درک کند کــ من بی عیب نیستم ،

و مرا بــ خاطر دیگری ترک نکند.

!
یکشنبه 5 شهریور 1391 11:42
kheyli qashang bod
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر