تبلیغات

عنوان ندارم!

یکشنبه 16 مهر 1391 19:29نویسنده : Alireza

 
منبع مطلب: خودم

مدتی است دستم به قلم نمی رود. نمی دانم داستان چیست!  همان قضیه آن بیت است! خداوند همه را مورد مغفرت قرار دهد! 
آن بیت که یادتان است؟!

منی که نام شراب از کتاب می شستم
زمانه کاتب دکان می فروشم کرد 



آخرین ویرایش: جمعه 28 مهر 1391 23:46

 
شنبه 22 مهر 1391 18:22
هـمـچـون سـاعــت شنی شــده ام

کــه نــفـــس هـای آخــرش را مـیـزنـد

و الـتـمـاس مـیـکــنــد یـکـی پـیـدا شـود و بـرش گــردانـد

مــن هــم ...

نه ...! !

لـطــفـا بـرم نـگــردانـیـد ! ! !

بــُگـذاریــد تــمام شــوم..
سه شنبه 18 مهر 1391 23:53
من این بیت رو كه نوشتید خیلى دوست دارم.امیدوارم زودتر دست و دلت سر حال بیاید.
سه شنبه 18 مهر 1391 14:55

زخـــــم هـای آدم سرمـــایه استـــــ
ســرمـــایه ات رو بــا این و اون تقـــسیم نکن
داد نــزن هــوار نکش
آروووم و بی ســـر صدا هــمه چی رو تحــمل کن . . .
دوشنبه 17 مهر 1391 06:44
سلام آقا علیرضا
خوشحالم که دوباره به وبت رسیدم
موفق باشید
Alireza
مرسی، شما هم همین طور!
یکشنبه 16 مهر 1391 19:45
آفرین .
فقط چند خط و کلی حرف !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر