تبلیغات

برای چیزی که نمی‌دانم، این آدم‌های عجیب...

یکشنبه 28 آبان 1391 22:18نویسنده : Alireza

 
منبع مطلب: خودم

دوست ندارم مناسبتی بنویسم. اگر چه همیشه سعی کردم تا به اصولی که هیچگاه قابل تغییر نیستند، پایبند باشم و تا آخر عمر هم همین طور! 
همیشه بعضی نقطه نظرهایم نسبت به مسائل اعتقادی باعث مخالفت شدید بسیاری از اطرافیانم شده است.
خداوند همه را مورد بخشش قرار دهد!
"چه شد؟ چرا؟ برای چه؟ " این‌ها را از خود می‌پرسم! چیزی که آدم‌های هم‌دین و هم‌مذهبم را بعد از یک هزاره و 4 صده، این طور به خیابان‌های شهر می‌کشاند، چیست؟ در این چند روز از شمالی‌ترین نقطه پایتخت تا جنوبی‌ترین‌ش را دیدم. همان آدم‌هایی که از دیدنشان احساس بدی داریم، همان آدم‌هایی که صبح خود را با هزار جور کار درست و نادرست، شب می‌کنند، همان آدم‌ها 10 روز عوض ‌می‌شوند. 10 روز کاری را می‌کنند که حداقل من از درکش عاجزم. در تعجبم از تحولات این آدم‌ها! در تعجبم از نیرویی که این اتفاق را باعث می‌شود. در تعجبم از آن بالاسری!! 
راستش آمدم شعر بنویسم، پشیمان شدم!
آمدم تصویری بگذارم، آن را هم پشیمان شدم!

برای این نیروی عجیب!

آخرین ویرایش: دوشنبه 29 آبان 1391 23:25

 
سه شنبه 7 آذر 1391 19:20
آره واقعا :)
پنجشنبه 2 آذر 1391 18:14
ای کاش همپای دل و ظاهر، عقل هم سیاهپوش می شد
آن هنگام لحظه ی ناب فهم فلسفه ی عاشوراست!
التماس دعا
Alireza
:)
پنجشنبه 2 آذر 1391 08:43
سلام
آرزو دارم در این روزها که با سوز درون نی نامه ی کاروان عشق را زمزمه می کنی و از راز دل دلشدگان خبر میگیری و اشکت جاریست ،نامت در ردیف یاران این قافله سالار ثبت گردد.
Alireza
همچنین! متشکرم!
چهارشنبه 1 آذر 1391 09:29
میدانم بابا دو بخش است،
بخشی در صحرا
و بخشی بالای نیزه ...
ولی این که عمو چند بخش است را،
فقط بابا می داند ...
دوشنبه 29 آبان 1391 23:47
خودت جواب خودتو دادى. نیروى عجیب ما رو مىكشونه به سمت این حس و حال.من عاشق این نیرو و اون حس و حالم .
Alireza
دقیقا!!
دوشنبه 29 آبان 1391 22:52
سلام
اگه منتظر باشی من یه چند تا کتاب بهت معرفی میکنم تا بهتر و بیشتر امام حسین و عاشورا رو بشناسی !!!

البته اگه ما رو قابل بدونی .

توفیق از نزد خداست ...
Alireza
مرسی داداش صادق!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر