تبلیغات

کابوس

یکشنبه 25 تیر 1391 21:34نویسنده : Alireza

 
منبع مطلب: خودم

در خیابان راه می رفتم. غروب بود. از همان غروب های خیابان های شلوغ پایتخت!ناگهان همه چیز سیاه شد. هیچ چیز دیده نمی شد. عبارتی کوچک در سمت چپ بالای صفحه ی سیاه نوشته شد"The End".
انگار قبلا می دانستم که خدا از دنیا با نام "مجموعه " یاد می کند.می دانستم. ناگهان عبارت محو شد. تصاویری تار نمایش داده می شد. عبارتی کوچک در سمت راست پایین تصاویر نوشته شد"لحظات عجیب از مجموعه". چیز هایی که می دیدم باور کردنی نبود. تصویر تار بود ولی قابل تشخیص.تمام لحظات زندگیم نشان داده می شد. از قبل از به دنیا آمدنم تا برزخی که اکنون بعد از 17 سال و 10 ماه  در آن به سر می برم.صدای گریه هم می شنیدم.انگار می دانستند چه شده.می دانستند.واقعا کابوس بود. نمی دانستم که چرا من با 18 سال سن باید این دار فانی را وداع بگویم. در خواب افسوس فرصت های از دست رفته ی زندگیم را می خوردم.افسوس موقعیت های از دست رفته. افسوس آرزوهای بزرگ. شاید مرگ در یک قدمی بود و من خبر نداشتم.

تعداد کابوس های شبانه ام زیاد شده!نمی دانم علتش چیست! شاید چون در برزخ به سر می برم!


می برم منزل به منزل چوب دار خویش را
تا کجا پایان دهم آغاز کار خویش را


آخرین ویرایش: سه شنبه 11 مهر 1391 15:20

 
یکشنبه 1 مرداد 1391 16:43
سلام

به وبلاگت سر زدم

برا تبادل لینکم بیا باور کن ضرر نمی کنی
سه شنبه 27 تیر 1391 10:40
سلام داداش علیرضا
آپم داداش
پیشمون بیا و نظرتو بده
ممنون
دوشنبه 26 تیر 1391 13:53
سلام همتای خوب
ای دل ز جان گذر کن تا جان جان ببینی
بگذار این جهان را تا آن جهان ببینی

تا نگذری ز دنیا کی می رسی به عقبی
آزاد شو از اینجا تا بی گمان ببینی
(مولوی)

ای ماه دل آرای صائمان، رمضان! ای موسم غفران و غوغای عفو و بخشش! تو محفل انس عاشقانی و پیمانه ی وصل سالکانی. خوش آمدی. التهاب نگاهم را ببین و اشک انابتم را پذیرا باش و نامه ی ضیافت را از من دریغ مدار.

دوشنبه 26 تیر 1391 13:20
slm ali matlabet jaleb bod, upam bia
دوشنبه 26 تیر 1391 12:56
هرچیزی دلیلی دارد...دلیل این دغدغه های ذهنی حتی در عالم خواب ، هم تحت تاثیر ضربه هایی است که چه از روی فهم و اراده و چه غیر ارادی و از روی نافهمی ما انسانها و چه شوخی و چه جدی ،بالاخره تاثیرش رو توی روان ما گذاشته...جای زخم این ناخن ها را خیلی ها روی گردنشان دارند!
دوشنبه 26 تیر 1391 00:39
سلام دوست عزیز....
وبلاگ خوب و پرمحتوایی دارید. همانطوریکه می دانید یکی از بهترین روشهای افزایش آمار بازدیدکنندگان و افزایش رنکینگ گوگل تبادل لینک می باشد. ما خواهان تبادل لینک با شما هستیم. وبلاگ ما دارای سیستم تبادل لینک اتوماتیک و رایگان می باشد لذا در صورت تمایل به تبادل لینک خواهشمند است به وبلاگ اهل بیت علیهم السلام مراجعه و بر روی کلید تبادل لینک اتوماتیک کلیک نمایید بلافاصله لینک شما به لینکستان ما افزوده می شود. با تشکر
http://ahlebaiteshgh.blogfa.com
یکشنبه 25 تیر 1391 23:45
این همه آشفتگى براى یك پسر 17ساله چرا؟! فكر مىكردم فقط خودم اینطورى هستم!
یکشنبه 25 تیر 1391 22:16
سلام دوست خوبم ...

با مطلب " دختری که شریعتی را یک شبه پیر کرد ! " به روز هستم ...

خوشحال میشم نظرتون رو ببینم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر